© by Mahmood Falaki

مطالب این سایت را می توانید باذکر منبع لینک کنید. چاپ مطالب این آشیانه بدون اجازه ی نویسنده ممنوع است.

خوش آمدید به

آشیانه‌ی ادبی ِ محمود فلکی

ی M. Falaki: 2002, Öl und Acryl auf Papier

هستم به هسته‌ی خِرَد ِ شادی که

بر ناف ِ جهان

لذت ِ هستن می‌لغزاند

م. ف. (از شعر ِ "خِرَد ِ شاد")

تازه ها

آوریل 2008

نگاهی گذرا به آسیب شناسی ادبیات داستانی ایران

http://radiozamaaneh.com/literature/2008/03/post_475.html

=======

مارس 2008

جلد دوم ِ نخستین کتاب درسی ِ فارسی برای آلمانی‌زبان‌ها با معیار اروپایی منتشر شد

=====

حافظ سه سال پیش در آلمان بود

(در بدر به دنبال ِ حافظ)

ژانویه 2008

نگاهی دیگر به برخی از مفاهیم تئوریک داستان نویسی

===

نقد تازه ای بر رُمان "سایه ها" از: منصور حیدرزاده

برای مطالعه ی این نقد http://www.atiban.com/article.aspx?id=2014را کلیک کنید!

======++++

اکتبر 2007

چاپ جدید ِ رُمان ِ "سایه‌ها"

رمان "سایه‌ها" پس از چند سال نایاب بودن، منتشر شد.

برای آگاهی بیشتر از این رُمان و برای خواندن ِ فصل اول آن و نقد و نظرهایی که درباره‌اش نوشته شده (از شهرنوش پارسی پور، حورا یاوری، Carola Ebeling و ...)، اینجا را کلیک کنید.

برای سفارش کتاب به آدرس زیر ایمیل بفرستید:

entesharate_awa@yahoo.de

یا با تلفن 20913532 / 40 / 0049(کتابسرا - هامبورگ) تماس بگیرید!

´´==============

برنامه‌های سخنرانی و داستان‌خوانی‌ام در ماه‌های آینده:

1* پیوند گوته با حافظ (با رویکرد به " دیوان غربی- شرقی" اثر گوته )

زمان: 12 اکتبر 2007

گروه پژوهشی ِ فرهنگ، اندیشه و شناخت ( Hamburg )

2* داستان‌خوانی همراه با نویسنده‌ی آلمانی Bruni Prasske ، به دو زبان فارسی و آلمانی

زمان: 26 اکتبر 2007 (در انستیتو گوته در هامبورگ)

برای آگاهی بیشتر از این برنامه http://www.festival-eigenarten.de/ را کلیک کنید!

3* ادبیات مهاجرت

زمان: 2 نوامبر 2007 (در کپنهاگ/ دانمارک)

برای آگاهی بیشتر از این برنامه http://www.kanunefarsi.dk/را کلیک کنید!

4* بوف کور ِ هدایت، نماد سرگشتگی ِ روشنفکر ایرانی

زمان: 7 دسامبر 2007

گروه پژوهشی ِ فرهنگ، اندیشه و شناخت (هامبورگ، Steilshooperstr.242b )

============

سپتامبر 2007

داستان "خیابان طولانی"

متن کامل

=================

ژوئن 2007

فیلم 300 و نبود ِ خودآگاهی ِ ملی

چگونه است که یک فیلم ِ سرگرم‌کننده‌ی ماجراجویانه‌ی پاپ کورنی، احساسات ملی ِ ایرانی‌ها را جریحه‌دار می‌کند و آنها را به واکنش‌های شدید ِ احساسی و دفاعی برمی‌انگیزد؟

متن کامل

================

مه 2007

تخصص، زبان و پهنه‌ی همه‌گانی

(بحثی پیرامون ِ "روشنفکر ِ حوزه‌ی عمومی در ایران ")

دوستانی که دشواری ِ اندیشه‌ورزی یا پیشبرد ِ اندیشه را به گردن ناتوانی ِ زبان فارسی می‌اندازند، به گمانم، به یک نکته‌ی پایه‌ای در زبان‌شناسی کمتر بها می‌دهند یا به آن کمتر توجه می‌کنند، که در اینجا می‌کوشم آن را در حد ِ توان خود و فشرده توضیح بدهم:

متن کامل

======================

آوریل 2007

رفع اتهام از دکتر کاوس حسن‌لی

در 21 تیر 1385نامه‌ای از من در سایت "ادبیات و فرهنگ" منتشر شده بود زیر عنوان "دزدی دکتر حسن‌لی از کتاب محمود فلکی"، که این عنوان را سایت "ادبیات و فرهنگ" انتخاب کرده بود، همراه با درآمدی که به من ارتباط نمی‌یافت. از آنجا که موضوع به مطلبی منتشرشده در سایت ِ "خبرگزازی مهر" ارتباط می‌یافت، نامه را ابتدا برای همان خبرگزاری فرستادم، ولی آنها از انتشار آن خودداری کردند و من ناچار شدم آن را در سایت دیگری منتشر کنم تا حق کسی بار دیگر خورده نشود یا دست کم بخشی از علاقه‌مندان به ادبیات از واقعیت با خبر باشند.

متن کامل

============================

مارس 2007

دو نقد تازه

1. عشق از چند سو

نقد رُمان "رؤیای تبت " از فریبا وفی

متن کامل

-------------

2. ناسیونالیسم یا شوونیسم هدایت؟

نقد "هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم" از ماشااله آجودانی

متن کامل

==================

ژانویه 2007

هدایت و کافکا

آنچه در اینجا می‌آید برگردان ِ جستاری از پایان‌نامه‌ی داشگاهی ِ من است، زیر عنوان "بیگانگی در آثار کافکا و تأثیرِ کافکا بر ادبیات مدرن پارسی" ، که به آلمانی نوشته شده است. در برگردان ِ این جستار (هدایت و کافکا )، در بحث یا طرح ِ مواردی که می تواند در پیوند با مسئله‌ی "روشنفکری" و روشنگری در ایران مهم باشد، نکاتی بر این نوشته افزوده‌ام یا از آن کاسته ام که آن را اندکی به خصلتِ یک مقاله نزدیک کرده است.

متن کامل

=================

نوامبر 2006

1. بیش از دو ماه از آغاز این آشیانه می گذرد. در این فاصله دوستان و خوانندگانی لطف کرده برایم ایمیل فرستاده اند که هم جهت تشویق بوده و هم پیشنهاد هایی برای بهبود کار ارایه داده اند که از محبت همه سپاسگزارم. خوشحال می شوم اگر از نظرهای شما در مورد نوشته هایم بیشتر آگاه شوم. تصمیم دارم نظر های شما را در اینجا بازتاب داده و در صورت لزوم به بحث و گفتگو بپردازم.

2. اگر چه تازه ترین مطالب در همین صفحه خواهد آمد، ولی در اتاقک های دیگر نیز مطالبِ نه چندان قدیمی آمده است. بمثل در اتاقکِ "شعر" یا "نقد و تئوری ادبی" یا "گزین گویه ها" و ... شعرها یا مقاله های نسبتن تازه ای آمده اند.

3. از این پس اگر خبر تازه ای از کارهایم باشد، در اینجا خواهم نوشت. آخرین خبر، چاپ کتاب درسی فارسی برای آلمانی زبان هاست زیر عنوان "فارسی حرف می زنیم". این کتاب که توسط دکتر کارین افشار، زبانشناس آلمانی و من نوشته شده، راهی بازار شده است. این کتاب نخستین کتاب درسی فارسی است که با معیار اروپایی و با مدرن ترین ِروش تدریس نوشته شده است. برای آگاهی بیشتر از این کتاب می توانید نشانی زیر را کلیک کنید:

http://farhang.iran-emrooz.net/index.php?/farhang/more/10488/

4. به تازگی مقاله ای از من با عنوان "مرگ مؤلف یا غیبت مؤلف" در "نگاه نو" (شماره 71، آبان 1385 ) چاپ شده که در زیر می خوانید:

مرگ مؤلف یا غیبت مؤلف ؟

اشاره

در جستار کوتاهی از کتابم "روایتِ داستان" (تئوری‌های پایه‌ایِ داستان‌نویسی) 1 زیر عنوان "مرگ نویسنده یا غیبت نویسنده" به تئوری "مرگ نویسنده" که از سوی رولان بارت مطرح شده است، به طور فشرده پرداختم. در آنجا با آوردن دلایلی کوشیدم با رویکرد به "سطح پنج‌گانه‌ی رسانش" از دو منظر فلسفی و تأویل متن به این نتیجه برسم که در یک متنِ ادبی نویسنده نمی‌میرد، بلکه غایب است. پیشنهاد من، یعنی به‌کارگیری غیبت به جای مرگ ، با وجود فشردگیِ‌ آن جستار، مورد توجه‌ی برخی از سنجشگران ادبی قرار گرفت، که در جاهایی به آن اشاره کرده‌اند .

درهر حال، برای اینکه این تئوری بیشتر و دقیق‌تر شکافته شود، در اینجا جهت تکمیل آن جستار، نکات دیگری را مطرح می‌کنم که بیشتر بر پایه‌ی تئوری‌های زبان‌شناسی استوار است.

متن کامل

================

اوت 2006

و سرانجام پس از تردیدهای فراوان، من هم صاحبِ سایت شدم. دوست دارم به‌جای واژه‌ی سایت، واژه‌ی "آشیانه" را به کار ببرم، زیرا به نظرم می‌آید که هر سایتِ شخصی آشیانی است برای جا دادن ِ وسایل و خرت-و-پرت‌های شخصی. ابتدا دوستانی به من پیشنهاد کردند و ضرورت چنین کاری را در عصر کامپیوتر گوشزد کردند، ولی خیلی طول کشید تا به صرافت این کار بیفتم، بویژه اینکه فکر می‌کردم که در چنین آشیانه‌ای آدم باید مرتب بنویسید، و من هم آدمی نیستم که بتواند ادبیات را روزانه یا روزمره قلمی کند. اما بعد دیدم می‌توان این آشیانه را وسیله‌ای قرار داد برای معرفی کارهای قدیم و جدید، و اینکه از طریق انترنت می‌توان با خوانندگان بیشتر و متنوع تری ارتباط برقرار کرد. افزون بر همه‌ی اینها، این آشیانه می‌تواند ابزار خوبی باشد برای تبلیغ کارها. آری، تبلیغ یا آگاهی رسانی. اهل قلم معمولن از به کار گیری واژه‌ی "تبلیغ" پرهیز می‌کنند، با اینکه در اصل هر کسی به نوعی در پی ِ تبلیغ کارهای خود است. من،اما، واهمه‌ی از کاربرد آن ندارم. به خودم که نمی‌توانم دروغ بگویم.

  باری، از این پس، اگر مطلب و حرف تازه ‌ای داشته باشم (از هر نوعش) در همین صفحه خواهم نوشت. مطالب دیگر را می‌توانید در اتاقک‌های دیگر ِ این آشیانه بیابید.

به عنوان نمونه و برای آغاز کار، آخرین و تازه‌ترین مطلبی را که از من اخیرن در نشریه‌ی "باران" (چاپ سوئد- شماره‌ی 11 و 12 – تابستان 1385) به چاپ رسیده ( زیر عنوان "نه-من ِ روشنفکر ایرانی" ) در اینجا می‌آورم:

"نه‌من ِ" روشنفکر ایرانی 

( تأملی در پست‌مدرن ایرانی)

وقتی نامه‌ی کوتاه من خطاب به زنده‌یاد منوچهر آتشی در "کارنامه" (شماره‌ی 43، تیر 1383) به چاپ رسید، چند پاسخ برای کارنامه فرستاده شد که دو موردِ آن در شماره‌های پسینِ این نشریه به چاپ رسید. یکی از آنها جز توهین و تهدید چیز دیگری نداشت. مطلب دیگر را علی باباچاهی نوشته بود که پاسخ من به او در شماره‌ی 48-49 کارنامه در‌آمد (متاسفانه این شماره، آخرین رشته‌ی حیات کارنامه بود، چرا که مهُرِ "ممنوع" بر‌آن زده‌ شد). یعنی بدین ‌ گونه بحث دیگری که در پیوند با نگرش پست‌مدرنی درجامعه‌ی اهل قلم آغاز شده بود، به انجام نرسید. وقتی دیدم دوست منتقد و شاعر، ملیحه تیره‌گل ، در نشریه‌ی "باران" (شماره‌ی 8- 9، پاییز 84) ، به قول خودشان، سرِ "دیالوگی" که از سوی آتشی و من "باز" شده بود، بازتر کرده‌اند، خوشحال شدم؛ زیرا به گمانم طرح مسائلی از این دست اگر در دست منتقد خوبی چون تیره‌گل ادامه یابد، می‌تواند در بازگشاییِ گوشه‌های ناروشن این مسئله یاری برساند.

متن کامل

 

 

بازگشت به صفحه اول