گزین‌گویه‌ها

 

  ☺☻ انسان آن‌چه را که هست یا گمان می‌کند که هست، "هستی" می‌نامد، و آن‌چه را که نیست یا نمی‌داند که هست، "نیستی". براستی خود‌پسندیِ آدمی را پایانی نیست: چگونه می‌توان آن‌چه را که نیست بر "نیستی"‌اش آگاه بود؟

 

  کسی که در نوشته‌ها یا گفته‌هایش مدام از این و آن نام می‌برد یا نقل قول می‌آورد، یا از بیان عقیده‌ی خود می‌هراسد و می‌خواهد پشت دیگران پنهان شود یا اینکه اصلن عقیده‌ای ندارد.

 

  همه‌چیزِ جهان را مبتذل یا زشت دیدن ، نشانه‌ی ضعف است که به شکل گلایه خود را نشان می‌هد.

 

درس اخلاقی ِ همه‌ی ناتوانان چنین است: "وقتی نمی توانی بر چیزی یا کسی غلبه کنی، به‌وسیله‌ی زبان آن را بی‌اعتبار کن!"

 

  گفته می‌شود: "خواستن توانستن است." اما در آن میانه چیزی گم شده‌است. بین خواستن و توانستن، " کردن" غایب است.

 

  قهرمان در جایی ساخته می‌شود که اندیشه هنوز در دوران کودکی ِ خود سیر می‌کند. کودکان عاشق قهرمانان‌اند.

 

  قهرمان همیشه با شهامتِ مُردن سنجیده می‌شود. اما قهرمانِ واقعی کسی است که شهامت زیستن دارد، یعنی مرگ را شکست می‌دهد.

 

  به صداقت کسی شک کن که مدعی ‌است هرگز دروغ نمی‌گوید.

 

  "همسر" از آن واژه‌های خررنگ‌کنی است که "روشنفکرِ ِ" بی‌همسری آن را اختراع کرده‌است. مگر می‌شود دو "سر" در جهان یافت که مانند هم باشند؟ 
 - بله، می‌شود:"سران ِ جهان"

 

"حماقت"، نان ِ "قدرت" است که آن را توده‌ی مردم می‌پزد.

 

 

صد پند به شاعر و نویسنده‌ی جوان

(این پندنامه هنوز کامل نیست و به‌تدریج در این اتاقک خواهد آمد)

1. اگر می‌خواهی نوشته‌ات در نشریه ای به چاپ برسد، هرگز از آن نشریه انتقاد مکن!

2. نوشته‌ات (چه دستنوشته چه چاپ شده) را برای شاعران و نویسندگان معروف نفرست. آنها هرگز نوشته‌ات را نخواهند خواند. اگر هم پاسخی از آنها دریافت کردی که چند کلمه‌ی تشویق‌آمیز در آن وجود داشت، جدی نگیر! تعارف جزو خصلت ما ایرانی‌هاست.

3. اگر کسی نقد مثبتی در باره‌ی کتابت به دست چاپ سپرد، تو هم حتمن درباره‌ی کتابش چند کلمه‌ی تمجید‌آمیز بنویس؛ وگرنه او دیگر هیچ‌جا نامی از تو نخواهد برد.

4. اگر می خواهی نام تو نیز گاهی در مصاحبه‌هایی که با بزرگان می‌شود بیاید، مرتب برای بزرگان نامه‌های ستایش و سپاس بنویس! اندکی خایه‌مالی بد نیست. البته مصاحبه‌های کیلویی با آنها نیز بی‌تأثیر نیست.

5. اگر شاعری یا نویسنده‌ای شعری، داستانی یا کتابی از تو خواند، برای اینکه نظرش را درباره‌ی نوشته‌ات دقیقن بدانی، باید از معنای واقعی و نهفته‌ی واژه‌ها یا اصطلاحاتی که به کار می‌برد پیشاپیش خوب آشنا باشی. در اینجا به چند مورد از فرهنگ واژگانی ِ آنها می‌پردازم. بقیه را خودت باید کم کم کشف کنی:
 
       - اگر گفت: "خیلی زحمت کشیدی"، یعنی "کار مزخرفی بود و زحمت بیهوده‌ای کشیده‌ای!"

       - اگر گفت: "لذت بردم"، می‌تواند دو معنا داشته باشد. یا معنی‌اش این است که "بدک نبود" یا اینکه "آن را
         کاملن نخواندم."

       - اگر گفت: "آفرین" (این نوع بیان بیشتر هنگامی پیش می‌آید که شعری یا داستانی را حضوری برایش
         بخوانی)، یعنی "اصلن گوش نکردم" یا "تو هم دلت خوش است با این شعر گفتنت."

       - اگر گفت: "خوب کار می‌کنی" ، یعنی "چقدر تو زیاد می‌نویسی! ول کن بابا، خسته شدم."
 
       - اگر گفت ...

 

 

 

 

 

 

بازگشت به صفحه اول