نگاهی به "آخرین کتاب شعر"
"آخرین کتاب شعر" دفتری از شعرهای محمود فلکی است. فلکی در آغاز کتاب آورده است:
"این مجموعه، آخرین کتاب شعری است که از من به چاپ میرسد. پس از این، دیگر مجموعه شعری به دست چاپ نخواهم سپرد."
بدین سخن، اگر همچون پارادوکسی شاعرانه نگاه شود، بهویژه با توجه به آخرین شعر این کتاب – که در آنجا شاعر "جهان را در آخرین واژه" تمام میکند- فکر او قابل تأمل خواهد بود، و راه را باز می گذارد برای خواننده، منتظر دفترهایی دیگر از دیگرشعرهای او باشد.
محمود فلکی، در غالب شعرهای این کتاب، خوب شروع میکند، و گاه حیرتانگیز:
نگاهم که میکنی
تناسب میز به هم میخورد
یا:
همیسشه چیزی آغاز میشود که شکل ندارد
و حس بیشکلی
زیبایش میکند
و یا:
پشت فرمان که مینشینم
حق دارم گاهی به اسب فکر کنم
او با هر شروع، شعری دیگر – شعری متفاوت - را به حوزهی توقع خواننده میکشاند، توقعی که اگر برآورده شود، به تنوع شعر فلکی و لاجرم به تنوع شعر ما دامن خواهد زد.
خط (گاهنامهی هنر و ادب) – شماره ی نهم، تابستان 1380

